بسم الله الرحمن الرحيم
ای دستگیر بی دست
ای آشنای سرمست
پشت و پناه طفلان
ای یاور جوانان
شاهنشهی که خود را
مخدوم شاه میکرد
سیما مهی که رویش
راخون خضاب میکرد
دستش جدا شد از تن
چشمش به گرد آهن
دست در بدن ندارد
آن سرو نازنین تن
اما دلش غمین است
از مشک پاره پاره
چشمش دگر نبیند
از این و آن اشاره
ط- س- م
بسم االله الرحمن الرحيم
زيارت ناحيه مقدسه
زيارت به معني ديدار كردن و قصد به آهنگ چيزي نمودن است زيارت در مكتب تشيع جلوه هاي زيبا و با شكوهي دارد و از محتواي بسيار ارزشمندي برخوردار است و راه ارتباط با ائمه معصومين عليهم السلام مي باشد زيارت صادره از طرف ائمه معصومين داراي مضامين عاليه از معارف و اعتقادات مي باشد زيارت است كه توحيد و يكتاپرستي را به دنيا معرفي مي كند. زيارات است كه مقام بلند امامت و رهبري را به ما تعليم مي دهد. زيارت ناحيه مقدسه از زبان حضرت ولي عصر(عج) شريف است كه در زيارت امام حسين (ع) مي باشد و علامه مجلسي در بحارالانوار جلد 101 صفخه 317 به بعد آن را به نقل از چندين نفر از بزرگوارترين فقهاي شيعه مانند سيد مرتضي و شيخ مفيد آورده و در خاتمه زيارت مي فرمايد: روشن شد كه اين زيارت داراي سند روايتي و نقل شده از سوي امام معصوم (ع) است و ما ترجمه آن را در اينجا ذكر مي كنيم.
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام بر آدم، برگزيده خدا از بين مخلوقاتش. سلام بر شيث ولي خدا و انتخاب شده او سلام بر ادريس قيام كننده حجت خدا براي خدا. سلام بر نوح پيامبري كه دعايش مورد اجابت واقع شد. سلام بر هود پيامبري كه ياري خدا شامل حالش گرديد، سلام بر صالح كه خداوند تاج كرامتش را بر سر او نهاد، سلام بر ابراهيم كه خدا دوستي .............................
سلام
مرحوم علامه حلی یکی علمای بزرگ در دو موضوع تامل داشت و به دنبال فردی که از او عالم تر باشد میگشت تا این دو سئوال را از او بپرسد
آیا گریه برای امام حسین علیه السلام و عزاداری و خدمت به دستگاه مولا ابا عبدالله الحسین علیه السلام آنقدر اهمیت دارد و رحمت واسعه الهی قرار میگیرد که اگر در عزاداری امام حسین علیه السلام بقدر بال مگسی چشم کسی تر شود خداوند گناهان گذشته و اینده او را خواهد امرزید و دوم اینکه آیا در غیبت کبری حضرت ولی عصر ممکن است کسی خدمت امام زمان علیه السلام برسد؟ و آن حضرت را ملاقات کند؟
در این افکار بود که شب جمعه ای از نجف به سوی کربلا سوار بر چهارپای خود مشرف میشد و مشغول ذکر و دعا بود که فرد عربی را نزدیک خود دید و به وی سلام کرد و مشغول صحبت شدند علامه متوجه شد این فرد عالمی والا و دارای فصاحت و بلاغت میباشد لذا دو سئوال خود را با ایشان مطرح کرد:
در مورد اهمیت عزاداری حضرت سید الشهدا ان مرد عرب فرمود مگر نشنیده ای که پادشاهی برای شکار با جمعی به صحرا رفته بود و آهویی بنظرش رسید و برای صید اهو رفت و از یارانش دو افتاد و در صحرا گم شد و شکار هم ناپدید شد در این حین از دور چادری دید خسته بود و به چادر نزدیک شد و در آن یک زن و یک مرد جوان بود آن زن به شاه تعارف کرد و به پسرش گفت مهمان وارد شده برخیز و آن بز را ذبح کن تا طبخ کنیم و آن پسر کارها را کرد وبا دوغی که داشتند خدمت میهمان اوردند شاه از ان پذیرایی بسیار شاد شد و آن جوان که همه سرمایه اش همان بز بود آنرا برای شاه ذبح کرد بعد از خوردن غذا لشگر رسیدند و شاه نشانی بارگاهش را به جوان داد بعد از چندی جوان راهی شهر شد و خدمت پادشاه رسید و پادشاه پذیرایی گرمی از او کرد و همه وزرا را حاضر کرد و ماجرای خود را که به او کذشته بود گفت و از آنها خواست که برای تلافی او را راهنمایی کنند
یکی گفت یک قریه به او بدهید یکی گفت تعداد زیادی گوسفند به او بدهید و هر کدام بر حسب فهم خود چیزی گفت در این موقع شاه گفت شما درست قضاوت نکردید چون این جوان تمام سرمایه خود را به من عطا کرد و اگر من بخواهم درست و به عدل تلافی کنم بایستی تمامی سلطنت خود را به این جوان ببخشم
حسین ابن علی علیه السلام هم تمام هستی خود را در راه خدا داد و سزاوار است پروردگار عادل نیز بجز خدائیش همه هستی خود را به او بدهد
سپس عصای علامه حلی از دست او افتاد آن مرد عرب عصا را برداشت که به او بدهد علامه پرسید آیا در زمان غیبت کبری می شود خدمت امام زمان علیه السلام رسید آن مرد عرب فرمودند چطور نمیشود در حالی که دست تو در دست امام زمانت هست و ناگهان از نظر غایب شد
من اصلا عملی ندارم که به خداوند ارائه کنم
فقط امیدم به عنایت مولایم اباعبدالله الحسین است