بسم الله الرحمن الرحيم
بی بغض عمر حب علی نیست قبول
این است مرام همه اولاد بتول
بغض عمر وحب علی راه نجات
لعنت به عمر به ال حیدر صلوات

شهادت امام حسن مجتبى (ع ) در مدينه منوره
امـام حـسـن (ع ) نـخـسـتـيـن فـرزنـد امـام عـلى (ع ) و فـاطـمـه زهـرا(ع ) اسـت كه در نيمه ماه مبارك سال سوم هجرى قمرى در مدينه منوره ديده به جهان گشود. پـيـامـبـر اكـرم (ص ) در گـوش راسـت او اذان و در گـوش چـپ اقـامـه خواند و دستور داد. در روز تولدش گوسفندى ذبح كرده و براى او عقيقه كنند و موى سرش را تراشيده و به وزن او نقره صدقه كردند. امـام حـسـن (ع ) بـنـا بـه روايـت شـيـعـه و اهـل سـنـت شـبـيـه تـريـن انـسـان هـا بـه رسول خدا(ص ) بود. و در اين باره گفته شده است (ع ) ((و كان الحسن اشبه الناس برسول الله خلقاً و هَدياً و سؤ ددا)) حـسـن از جـهـت سـيـمـا، روش و رهـبـرى از هـمـه بـيـشـتـر بـه رسول خدا(ص ) شباهت دارد. امـام حـسـن پـس از شـهـادت پدرش امير مؤ منان على بن ابى طالب در كوفه با درخواست و بيعت يـاران آن حـضـرت و اهـالى كـوفـه ، خـلافـت را پـذيرفت و راه و روش عدالت پرور پدرش را تداوم بخشند. وليـكـن بـا فتنه انگيزى معاوية بن ابى سفيان و شرارت هاى سران سفاك سپاه او از يك سو و نـفـاق و خـيـانـت برخى از سران سپاه امام و ايجاد چنددستگى در ميان مردم و خستگى آنان از جنگ و خـون ريـزى از سـوى ديـگـر آن حـضـرت را واداشـت كـه بـراى حـفـظ اصـل اسـلام و در نـظـر گرفتن مصلحت مسلمانان با معاويه صلح كند و حكومت را به طور موقت و مشروط به وى سپارد. از آن پس امام از كوفه به وطنش مدينه بازگشت و بقيه عمر شريف خود را در مدينه گذرانيد آن حـضـرت گـرچـه از حـكـومت كناره گيرى كرده بود ولى با رفتار و كردار خود امت اسلام را به جـنـايت هاى معاويه و عاملان او در سراسر مناطق آگاه مى كرد و روحيه رزم و جهاد را در نهاد آنان دوباره زنده مى كرد. مـعاويه از طريق اشعث بن قيس ، دخترش جعده را كه همسر امام حسن (ع ) بود وسوسه كرد و او را بـه شـهـادت آن حـضـرت تـرغـيـب و تـطـمـيـع نـمـود. وى بـه جـعـده گـفـت كـه اگر حسن را به قـتـل رسـانـد. عـلاوه بـر ايـن كـه يـكـصد هزار درهم پول نقد دريافت خواهى كرد. وى را به عقد فرزندش يزيد درمى آورد و او را ملكه عالم اسلام قرار مى دهد. جـعـده كـه نـفـاق و دو چـهـرگـى را از پـدرش بـه ارث بـرده بـود، هر چه بيشتر خود را به آن حـضرت نزديك گردانيد و پس از جلب توجه امام ناجوانمردانه به آن حضرت خيانت كرد و به وى زهر خورانيد. امـام حـسـن (ع ) بـه خـاطـر نـوشـيـدن زهـر، مـسـمـوم شـد و بـه مـدت چـهـل روز در بـسـتـر بـيـمـارى افتاد و روز به روز، حالش وخيم تر گرديد، تا اين كه در 28 صـفـر سـال 50 هـجـرى قـمـرى مـصـادف بـا سـى و دومـيـن سـال رحـلت پـيـامـبـر اكـرم (ص ) در مـديـنـه بـه شـهـادت رسـيـد و مـحـبـان اهـل بـيت را در مرگ بزرگى فرو برد. امام حسين (ع ) به تجهيز بدن مطهر برادرش پرداخت و سـپـس جـهت تدفين آن در كنار مرقد پيامبر(ص ) اقدام به تشييع جنازه نمود. عده زيادى از اهالى مـديـنـه ، اهـل بـيت و تمامى بنى هاشم در تشييع جنازه امام شهيد خود همراهى كردند و با عزت و احـتـرام ، بدن مطهرش را به سوى مرقد رسول خدا(ص ) حركت دادند. ولى بنى اميه و مخالفان اهـل بيت با تحريك عائشه بنت ابى يكر مانع تدفين بدن آن حضرت در جوار مرقد پيامبر اكرم شـدنـد و در ايـن راه بـسـيـار پافشارى كردند و آماده هرگونه فتنه و فساد گرديدند. جوانان بـنـى هـاشم و پيروان ولايت آماده دفاع از حريم امامت و ولايت شدند. امام حسين (ع ) كه در شهادت بـرادرش امـام حـسـن (ع ) از همه سوگوارتر و غمگين تر بود، در برابر حرمت شكنى هاى بنى اميه و مخالفان اهل بيت فرمود(ع ) ((واللّه لولا عـهـد الحـسـن (ع ) الىّ بـحـقن الدّماء و اءن لا اءهريق فى امره محجمة دم ، لعلمتهم كيف تـاءخـذ سيوف اللّه منكم مآخذها و قد نقضتم العهد بيننا و بينكم ، و ابطلتم ما اشترطنا عليكم لا نفسنا.)) سـوگـنـد بـه خـدا اگـر بـرادرم بـا مـن پيمان نبسته بود كه در پاى جنازه او به اندازه حجامت خـونـى ريـخـتـه نـشـود، مى ديديد كه چگونه شمشيرهاى الهى از نيام بيرون مى آمدند و دمار از روزگار شما برمى آوردند. شما همان بيچارگان رو سياه ايد كه عهد ميان ما و خود را شكسته و شرائط فيمابين را باطل ساختيد. امـام حـسين (ع ) و ساير بنى هاشم كه به خاطر سفارش امام حسن (ع ) بردبارى و جوانمردى را پـيـشـه خـود داشـتـنـد بـه نـاچـار پـيـكـرامـام حـسـن (ع ) را بـه سـوى قـبـرسـتـان بـقـيـع حمل نموده و در جوار جده اش فاطمة بنت اسد تدفين نمودند. هم اكنون فرار امام حسن مجتبى به همراه سه تن از امامان معصوم در قبرستان بقيع قرار دارد.
|
|
ابوعبدالله محمّد بن علي جوهري در بغداد از ابوالاحوص محمّد بن الهيثم قاضي از محمّد بن مصعب از اوزاعي از ابوعمار شدّاد بن عبدالله از امّ الفضل دختر حارث روايت كرد كه وي بر رسول خدا ( ص ) وارد شد و گفت :
يا رسول الله ! من ديشب خواب بدي ديدم .
فرمود : چه ديدي ؟
گفت : خواب خيلي بدي بود !
فرمود : چه بود ؟
عرض كرد : خواب ديدم كه گويا پاره اي از بدن تو را بريدند و در دامن من گذاشتند !
رسول خدا ( ص ) فرمود : خواب خوبي ديدي ، به زودي انشاءالله فاطمه وضع حمل مي كند و پسري مي آورد و آن پسر در دامن تو خواهد بود .
همين طور هم شد ، فاطمه حسين را بزاد و همانطور كه رسول خدا ( ص ) فرموده بود ، افتخار دايگيش را به من دادند . روزي بر رسول خدا ( ص ) وارد شدم و حسين را در دامنش نهادم ، لحظه اي روي خود را از من گردانيد ، ديدم اشك از ديدگان حضرت سرازير شد ! پرسيدم : يا نبيّ الله ! پدر و مادرم به قربانت ، شما را چه شد ؟
فرمود : جبرئيل نزد من آمده و مرا خبر داد از اين كه امّتم اين فرزندم را خواهند كشت !
و ضمناً از تربت قبرش كه خاك سرخ رنگي است ، مشتي برايم آورد . (1)
(برگرفته از كتاب اشك ها پيامبر (ص) اثر اقاي مهدي احدي )
برای خواند بقیه مطالب بقیه قسمتها اینجا را کلیک کنید
بعثت پيغمبر اسلام يا برانگيخته شدن آن حضرت به مقام عالى نبوت و خاتميت، حساسترين فراز تاريخ درخشان اسلام است.بعثت پيغمبر درست درسن چهل سالگى حضرت انجام گرفت. پيشتر گفتيم كه پيغمبر تا آن زمان تحت مراقبت روح القدس قرار داشت، ولى هنوز پيك وحى بر وى نازل نشده بود. قبلا علائمى ازعالم غيب دريافت مىداشت، ولى مامور نبود كه آن را به آگاهى خلق هم برساند.
ميان مردم قريش و ساكنان مكه رم بود كه سالى يك ماه را به حالت گوشه گيرى و انزوا در نقطه خلوتى مىگذرانيدند. (1) درست روشن نيست كه انگيزه آنها از اين گوشهگيرى چه بوده است، اما مسلم است كه اين رسم در بين آنها جريان داشت و معمول بود.
متن کامل این قسمت در ادامه مطلب بخوانید
برای دیدن کلام همه اهل بیت اینجا را کلیک کنید
صلوات ، بهترين هديه از طرف خداوند براي انسان است .
صلوات ، تحفه اي از بهشت است .
صلوات ، روح را جلا مي دهد .
صلوات ، عطري است كه دهان انسان را خوشبو مي كند .
صلوات ، نوري در بهشت است .
صلوات ، نور پل صراط است .
صلوات ، شفيع انسان است .
صلوات ، ذكر الهي است .
صلوات ، موجب كمال نماز مي شود .
صلوات ، موجب كمال دعا و استجابت آن مي شود .
صلوات ، موجب تقرب انسان است .
صلوات ، رمز ديدن پيامبر در خواب است .
صلوات ، سپري در مقابل آتش جهنم است .
صلوات ، انيس انسان در عالم برزخ و قيامت است .
صلوات ، جواز عبور انسان به بهشت است .
صلوات ، انسان را در سه عالم بيمه مي كند .
صلوات ، از جانب خداوند رحمت است و از سوي فرشتگان پاك كردن گناهان و از طرف مردم دعا است .
صلوات ، برترين عمل در روز قيامت است .
صلوات ، سنگين ترين چيزي است كه در قيامت بر ميزان عرضه مي شود .
صلوات ، محبوب ترين عمل است .
صلوات ، آتش جهنم را خاموش مي كند .
صلوات ، زينت نماز است .
صلوات ، گناهان را از بين مي برد .
صلوات ، فقر و نفاق را از بين مي برد .
صلوات ، بهترين داروي معنوي است .
چه خوب است كه انسان هميشه اهل صلوات ، باشد . چرا كه پيامبر نيز دائم الصلوات ، بوده است .
چه خوب است كه هميشه زبان انسان مشغول ذكر صلوات ، باشد و فضاي جامعه و محيط كار خود را معطر به صلوات ، نماييم .
با ذكر صلوات ، غم و اندوه و حزن را از خود دور كنيد .
با يك صلوات ، نوري در بهشت براي خود بيافرينيد .
با يك صلوات پاداش هفتاد و دو شهيد را براي خود ثبت نماييد .
با يك صلوات ده حسنه براي خود ثبت كنيد .
به بانوان اجازه داده بود موي سرشان را رنگ مشكي بزنند1 .
به بانوان و حتي به دوشيزگان « فرمان » داده بود دستان خويش را با حنا خضاب كنند ؛ خانم ها براي آراستگي پيش شوهران و دوشيزگان براي آن كه دستانشان همانند دستان مردان [ زمخت ] نباشد2 .
گرفتن موي بيني را مستحب برشمرد3 .
شانه زدن موي را براي هر نماز داراي پاداش اعلام كرد4 .
از خانم ها مي خواست ناخن هايشان را بلند كنند و آن را زينت و آرايش مي دانست5 .
1 . جامع الصغير 1/184 ؛ كنزالعمال 6/640 .
2 . بحارالانوار 73/103 ؛ مكارم الاخلاق /200 .
3 . همان .
4 . وسائل الشيعه ( چ اسلاميه ) 1/424 .
5 . همان /425 .
به مردي فرمود : [ موي سر و سيماي ] خويش را اصلاح كن ؛ اين كار بر زيبايي ات مي افزايد1 .
مي فرمود : وقتي محاسن را در مشت گيرند ، هر چه از مشت بيشتر باشد بايد كوتاه شود . پيامبر اصلاح گونه ها را نيز مستحب اعلام كرد .
فرمود : كسي از شما شارب خود را بلند نكند ؛ زيرا شيطان [ = ميكرب ] آن را پنهانگاه خود قرار مي دهد .
چيدن مو از بيني را مستحب اعلام كرد و فرمود : شارب و موي بيني خود را بچينيد و خود را بر اين كار ملزم كنيد . اين كار بر زيبايي شما مي افزايد2 .
شانه زدن موي بلند را مستحب برشمرد . فرمود كه شانه زدن براي هر نماز – مستحب و واجب – پاداش دارد3 .
مي فرمود : كسي كه موي دارد ، يا آن را كوتاه كند ، يا آن را به خوبي سامان دهد4 .
از مردان مي خواست ناخن هايشان را كوتاه كنند5 .
به مردي نگريست كه محاسن بلندي داشت . فرمود : « چه مي شد اگر محاسنش را اصلاح مي كرد ؟ » خبر به آن مرد رسيد . محاسنش را به گونه اي اصلاح كرد كه نه بلند بود و نه كوتاه . سپس به ديدار حضرت آمد . پيامبر با ديدنش فرمود : « اين گونه اصلاح كنيد6 . »
مي فرمود : لباس هاي خود را بشوييد ؛ موهاي خود را كوتاه كنيد ؛ مسواك بزنيد ؛ آراسته و پاكيزه باشيد ؛ زيرا يهوديان چنين نكردند و زنانشان زناكار شدند7 .
1 . بحارالانوار 16/217 ؛ حليه الابرار 1/203 .
3 . خصال /538 ؛ روضه الواعظين /309 .
3 . وسائل الشيعه ( چ اسلاميه ) 1/424 .
4 . همان / 425 .
5 . بحارالانوار 73/83 ؛ مشكاه الانوار / 459 ؛ من لا يحضره الفقيه 1/129 .
6 . اثنا عشره رساله 3/112 ؛ مكارم الاخلاق /155 .
7 . بحارالانوار 73/113 ؛ اصول كافي 6/488 ؛ مكارم الاخلاق /157 ؛ من لا يحضره الفقيه 1/130 .
برای اطلاع کاملاینجا را کلیک کنید
اینجا رو کلیک کنید