تبليغاتX

بسم الله الرحمن الرحيم


دعــاها و نیـــازها
سلام این شعر هم از وبلاگ پرواز برداشتم

فرستادم   دلم  را  با  سلامی

                               که داردرنگ غربت، بر خراسان

                               رود   تا    تهنیت   گویان،   ببالد

                              حضور   اقدسش،بر ملک  ایران

                              اماما بر شفقت،شهره  هستی

                              بخوانم، تا  ببوسم  سنگ  ایوان 

                              دلم  تنگ   آمده،  فریاد    فریاد

                              بیفزا !    نام  من  بین    حبیبان

                              بنوشم،   آب  سقاخانه ات    را

                             شفا یابم ز درد و یاس و  حرمان

                             روم    با    کفترانت،  اوج    گیرم  

                             به  دور  گنبد   زردت، رضا   جان

                            شبانگاهان حرم،غرق نیاز  است

                            شفاعت   از     امید   نا   امید ان

                            شده  مهرت عجین با تار و  پودم

                            مگردان   سائلت، از   بی نصیبان 

                            خروشد   صبحدم، طبل و   نقاره

                            به گاه   مولد     شاه      غریبان

                           عجب حال و هوائی داره   مشهد

                           خیالم خوش بمان، در بین    یاران

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/30ساعت 10:36 قبل از ظهر  توسط سید محمد حسن   | 

باسمه تعالی

 

زندگینامه امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

 

مقدمه:

امام علی ‌بن موسی‌الرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام می‌باشند.

ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و

 حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر

 امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت

 رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی

 می‌نماییم.

 

 

نام، لقب و کنیه امام:

نام مبارک ایشان علی.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/29ساعت 1:54 بعد از ظهر  توسط سید محمد حسن   | 

فشرده اى از زندگانى امام رضا عليه السلام

زادگاه
هشتمين پيشواى شيعيان امام على بن موسى الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.

كنيه ها
ابوالحسن و ابوعلى

لقبها
رضا، صابر، زكى ، ولى ، فاضل، وفى ، صديق، رضى ، سراج الله، نورالهدى ، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفو الملك، كافى الخلق، رب السرير و رئاب التدبير

مشهورترين لقب
مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اختصاص اين لقب گفته اند: «او از آن روى رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودى پيامبر خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده: از آن روى كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سرانجام، گفته شده است: از آن روى او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.

مادر امام
در روايتهاى مختلفى كه به ما رسيده است نامها و كنيه ها و لقبهاى ام البنين، نجمه، تكتم، خيزران، طاهره   را براى مادر آن حضرت آورده اند.

زادروز
درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است
.
ولادت آن حضرت را به سالهاى (۱۴۸، ۱۵۱ و ۱۵۳ ق و در روزهاى جمعه نوزدهم رمضان، جمعه دهم رجبو يازدهم ذى القعده

روز شهادت
وفات آن حضرت را نيز به سالهاى (۲۰۲، ۲۰۳ و ۲۰۶ ق) دانسته اند

اما بيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (۱۴۸ ق) يعنى همان سال وفات امام صادق عليه السّلام بوده است؛ چنان كه مفيد، كلينى ، كفعمى ، شهيد، طبرسى ، صدوق، ابن زهره، مسعودى ، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزى و كسانى ديگر اين نظر را برگزيده اند
درباره تاريخ وفات آن حضرت نيز عقيده اكثر عالمان همان سال (۲۰۳ ق است.
بنابراين روايت، عمر آن حضرت پنجاه و پنج سال مى شود كه سی و پنج سال آن را در كنار پدر خويش سپرى كرده و بيست سال ديگر امامت شيعيان را برعهده داشته است
اين بيست سال مصادف است با دوره پايانى خلافت هارون عباسى ، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايى ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سرانجام دوره اى از خلافت مأمون

فرزندان
گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براى او ذكر كرده اند، امّا چنان كه علاّمه مجلسى مى گويد: «اكثر، تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند

به دسيسه مأمون و با سمّ او به شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در سمت قبله قبه هارونى سراى حميد بن قحطبه طايى به خاك سپردند  و امروز مرقد او مزار آشناى شيفتگان است.

سيره عملى و اخلاقى امام هشتم عليه السّلام


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/28ساعت 1:41 بعد از ظهر  توسط سید محمد حسن   | 

نام شریف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترین لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شیعیان حضرت موسی بن جعفر (ع) و مادر مکرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نیز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از یک مادر هستند.

ولادت آن حضرت در روز اول ذیقعده سال ١٧٣ هجری قمری در مدینه منوره واقع شده است. دیری نپایید که در همان سنین کودکی مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامی خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش حضرت علی بن موسی الرضا (ع) قرارگرفت.

در سال ٢٠٠ هجری قمری در پی اصرار و تهدید مأمون عباسی سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این که کسی از بستگان و اهل بیت خود را همراه ببرند راهی خراسان شدند.

یک سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت به همراه عده ای از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلی مورد استقبال مردم واقع می شدند

این جا بود که آن حضرت نیز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زینب(س) پیام مظلومیت و غربت برادر گرامیشان را به مردم مؤمن و مسلمان می رساندند و مخالفت خود و اهلبیت (ع) را با حکومت حیله گر بنی عباس اظهار می کرد. بدین جهت تا کاروان حضرت به شهر ساوه رسید، عده ای از مخالفان اهلبیت که از پشتیبانی مأموران حکومت برخوردار بودند، راه را بر آن حضرت بستند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند، حتی بنابر نقلی حضرت(س) معصومه را نیز مسموم کردند.

به هر حال، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س) بیمار شدند و چون دیگر امکان ادامه راه به طرف خراسان نبود، قصد شهر قم را نمود. پرسید: از این شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند. فرمود: مرا به شهر قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم که می فرمود: شهر قم مرکز شیعیان ما است.

 بزرگان شهر قم وقتی از این خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند و در حالی که «موسی بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعری» زمام ناقه آن حضرت را به دوش می کشید و عده فراوانی از مردم پیاده و سواره گرداگرد کجاوه حضرت در حرکت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربیع الاول سال ٢٠١ هجری قمری حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلی که امروز «میدان میر» نامیده می شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسی بن خزرج» زانو زد و افتخار میزبانی حضرت نصیب او شد.

آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در این شهر زندگی کرد و در این مدت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود. محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت النور» هم اکنون محل زیارت ارادتمندان آن حضرت است.

سرانجام در روز دهم ربیع الثانی و «بنا بر قولی دوازدهم ربع الثانی» سال ٢٠١ هجری پیش از آن که دیدگان مبارکش به دیدار برادر روشن شود، در دیار غربت و با اندوه فراوان دیده از جهان فروبست و شیعیان را در ماتم خود به سوگ نشاند.

مردم قم با تجلیل فراوان پیکر پاکش را به سوی محل فعلی که در آن روز بیرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشییع نمودند.

همین که قبر مهیا شد در این که چه کسی بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشکل شدند، که ناگاه دو تن سواره که نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پیدا شدند و به سرعت نزدیک آمدند و پس از خواندن نماز یکی از آن دو وارد قبر شد و دیگری جسد پاک و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاک نهان سازد.

آن دو نفر پس از پایان مراسم بدون آن که با کسی سخن بگویند بر اسب های خود سوار و از محل دور شدند.

بنا به گفته بعضی از علما به نظر می رسد که آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا که معمولاً مراسم دفن بزرگان دین با حضور اولیا الهی انجام شده است.

پس از دفن حضرت معصومه(س) موسی بن خزرج سایبانی از بوریا بر فراز قبر شریفش قرار داد تا این که حضرت زینب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢٥٦ هجری قمری اولین گنبد را بر فراز قبر شریف عمه بزرگوارش بنا کرد و بدین سان تربت پاک آن بانوی بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبیت (ع) و دارالشفای دلسوختگان عاشق ولایت وامامت شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/20ساعت 4:43 بعد از ظهر  توسط سید محمد حسن   | 

 

میلاد کریمه اهل بیت

حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها

مبارک

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/20ساعت 1:37 بعد از ظهر  توسط سید محمد حسن   | 



 




         
 
ضمن عرض تسليت بمناسبت شهادت مظلومانه حضرت امام
 
جعفرصادق عليه السلام به بيان روايتي از آن حضرت و چهار ذکر
 
 بسيار کارگشا ميپردازم
 
 
 
از حضرت صادق عليه السلام روايت شده است که آن حضرت
 
فرمودند:
  
که من عجب دارم از کسيکه از چيزي بترسد و به اين آيه پناه نبرد
(يعني اين آيه مبارکه را بخواند)
 
آل عمران آيه 173
 
زيرا خداوند متعال به دنبال آن فرموده اند
 

آل عمران آيه 174
 
و تعجب ميکنم از کسيکه غمگين شود و متوسل نشود به آيه
 

سوره انبيا 87
 
زيرا خداوند متعال بعد از آن ميفرمايد
 

 انبيا 88
 
 
و تعجب ميکنم از کسيکه با او مکر و حيله ميکنند و او نگويد
 
 

سوره مومن (غافر)ايه 44
 
 
تا ايمن شود از مکر و حيله ديگران زيرا خداوند سبحان به دنبال آن
 
فرموده است  
سوره مومن ايه 45
 
و متعجبم از کسيکه اراده ميکند مال دنيا و زينت آنرا داشته باشد
 
 و چرا نميگويد

سوره کهف آيه39
 
 
زيرا بعد از ان آمده است
 
کهف ايه 40
 
 
 
التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/16ساعت 11:4 قبل از ظهر  توسط سید محمد حسن   | 

                                    

عالم آل محمد(صلّي الله عليه وآله)
آنچه به دوره امامت حضرت امام صادق(عليه السلام) ويژگى خاصى بخشيده,استفاده ازعلم بى كران امامت, تربيت دانش طلبان و بنيان گذارى فكرى و علمى مذهب تشيع است. در اين باره چهار موضوع قابل توجه است:
الف ـ دانش امام.
ب ـ ويژگى هاى عصر آن حضرت كه منجر به حركت علمى و پايه ريزى نهضت علمى شد.
ج ـ اولويت ها در نهضت علمى.
د ـ شيوه ها و اهداف و نتايج اين نهضت علمى.

دانش امام
شيخ مفيد مى نويسد:: آن قدر مردم از دانش حضرت نقل كرده اند كه به تمام شهرها منتشر شده وكران تا كران جهان را فراگرفته است و ازهيچ يك از علماى اهل بيت (عليهم السلام) به اندازه امام صادق(عليه السلام) حديث نقل نشده است .
اصحاب حديث, راويان آن حضرت را با اختلاف آرا و مذاهبشان گردآورده و عدد شان به چهار هزار تن رسيده و آن قدر نشانه هاى آشكار بر امامت آن حضرت ظاهر شده كه دلها را روشن و زبان مخالفان را از ايراد شبهه لال كرده است.
سيد مومن شافعى نيز مى نويسد: مناقب آن حضرت بسيار است تا آن جا كه شمارشگر حساب ناتوان است از آن.
ابوحنيفه مى گويد: من هرگز فقيه تر از جعفربن محمد(عليه السلام) نديده ام و او حتما داناترين امت اسلامى است.
حسن بن زياد مى گويد: از ابوحنيفه پرسيدم: به نظرتوچه كسى در فقه سرآمد است؟ گفت: جعفربن محمد(عليه السلام).
روزى منصوردوانيقى به من گفت: مردم توجه زيادى به جعفربن محمد (عليه السلام) پيدا كرده اند و سيل جمعيت به سوى او سرازير شده است.
پرسشهايى دشوار آماده كن و پاسخ هايش را بخواه تا او از چشم مسلمانان بيفتد. من چهل مسئله دشوار آماده كردم. هنگامى كه وارد مجلس شدم, ديدم امام در سمت راست منصور نشسته است. سلام كردم و نشستم. منصور از من خواست سوالاتم را بپرسم.
من يك يك سوال مى كردم و حضرت در جواب مى فرمود: درمورد اين مسئله, نظر شما چنين و اهل مدينه چنان است وفتواى خود را نيز مى گفتند كه گاه موافق و گاه مخالف ما بود.

ويژگى هاى عصر آن حضرت

عصر امام صادق(عليه السلام) همزمان با دو حكومت مروانى و عباسى بود كه انواع تضييق ها و فشارها بر آن حضرت وارد مى شد بارها او را بدون آن كه جرمى مرتكب شود, به تبعيد مى بردند . ازجمله يكبار به همراه پدرش به شام و بار ديگر در عصر عباسى به عراق رفت.
يكبار در زمان سفاح به حيره و چند بار در زمان منصور به حيره, كوفه و بغداد رفت.
با اين بيان, اين تحليل كه حكومت گران به دليل نزاع هاى خود, فرصت آزار امام را نداشتند و حضرت در يك فضاى آرام به تاسيس نهضت علمى پرداخت, به صورت مطلق پذيرفتنى نيست , بلكه امام با وجود آزارهاى موسمى اموى و عباسى از هر نوع فرصتى استفاده مى كرد تا نهضت علمى خود را به راه اندازد و دليل عمده رويكرد حضرت, بسته بودن راه هاى ديگر بود.
چنان كه امام از ناچارى عمدا روبه تقيه مىآورد. زيرا خلفا درصدد بودند با كوچكترين بهانه اى حضرت رااز سرراه خود بردارند.
لذا منصورمى گفت: جعفربن محمد مثل استخوانى در گلو است كه نه مى توان فرو برد ونه مى توان بيرون افكند. برهمين اساس خلفا درصدد بودند ولو به صورت توطئه, حضرت را گرفتار و در نهايت شهيد كنند.
همانگونه كه درتاريخ نيز ثبت مي باشد ، منصورتا بدانجا پيش مي رود كه جاسوساني در لباس دوست براي فريب امام (عليه السلام) روانه مي گرداند تا شايد بتواند با نيرنگ روابط سياسي امام و شيعيانشان درخراسان را آشكار ساخته وامام رادركام توطئه اندازد، اماعلم لدني وعنايت پروردگار درايت و فراست امام رابرانگيخته وموجبات رسوائي هرچه بيشتر منصور را فراهم مي سازد .
آرى اين همه نشان از اختناق و فشارى دارد كه مانع از هر نوع اقدام عليه حكومت وقت مى شد, لذا امام به سوى تنها راه ممكن كه همان ادامه مسير پدر بزرگوارش امام باقر(عليه السلام) بود, روى آورد و از در دانش و علم وارد شد.

اولويت ها در نهضت علمى

حقيقت اين است كه جريان نفاق,خطرناك ترين انحرافى است كه اززمان پيامبراكرم(صلّي الله عليه وآله) شروع شده ودرآيات مختلفى بدان اشاره شده است, مانند آيات 7 و 8 سوره منافقين. اين حركت هرچند در زمان پيامبر نتوانست در صحنه اجتماعى بروز يابد, اما از اولين لحظات رحلت, تمام هجمه هاى منافقان به يكباره برسراهل بيت عليهم السلام فرو ريخت.
لذا مرحوم علامه طباطبايى (ره) مى نويسد: هنگامى كه خلافت ازاهل بيت (عليهم السلام) گرفته شد, مردم روى اين جريان از آن ها روى گردان شدند و اهل بيت (عليهم السلام) در رديف اشخاص عادى بلكه به خاطر سياست دولت وقت, مطرود از جامعه شناخته شدند و در نتيجه مسلمان ها از اهل بيت (عليهم السلام) دور افتادند و از تربيت علمى وعملى آنان محروم شدند.
البته امويان به اين هم بسنده نكردند وبا نصب علماى سفارشى خود, كوشيدند از مطرح شدن ائمه اطهار (عليهم السلام) از اين طريق نيز جلوگيرى كنند.
چنانچه معاويه رسما اعلام كرد: كسى كه علم و دانش قرآن نزد اوست, عبدالله بن سلام است و در زمان عبدالملك اعلام شد:
كسى جز عطا حق فتوا ندارد و اگر او نبود, عبدالله بن نجيع فتوا دهد, از سوى ديگر مردم از تفسيرقرآن نيزچون علم اهل بيت عليهم السلام محروم ماندند با داستانهاى يهود و نصارى آميخته شد و نوعى فرهنگ التقاطى در گذر ايام شكل گرفت.
رفته رفته كه قيامهاى شيعى اوج گرفت وگاه فضاهاى سياسى به دلايلى باز شد, دونظريه قيام مسلحانه ونهضت فرهنگى دراذهان مطرح شد.
چون قيامهاى مسلحانه به دليل اقتدار حكام اموى و عباسى عموما با شكست رو به رو مى شد, نهضت امام صادق(عليه السلام) به سوى حركتى علمى مى توانست سوق پيدا كند تا از اين گذر علاوه بر پايان دادن به ركود و سكوت مرگبار فرهنگى, اختلاط و التقاط مذهبى و دينى و فرهنگى نيز زدوده شود.
لذا اولويت در نهضت امام بر ترويج و شكوفايى فرهنگ دينى و مذهبى و پاسخگويى به شبهات و رفع التقاط شكل گرفت.

تربيت راويان

از گذر ممنوعيت نقل احاديث در مدت زمان طولانى توسط حكام اموى , احساس نياز شديد به نقل روايات و سخن پيامبر(صلّي الله عليه وآله) , امير مومنان(عليه السلام)، امام(عليه السلام) را وامى داشت به تربيت راويان در ابعاد مختلف آن روى آورد .
لذا اينك از آن امام در هر زمينه اى روايت وجود دارد و اين است راز ناميده شدن مذهب به (جعفرى).
آرى, راويان با فراگرفتن هزاران حديث درعلومى چون تفسير , فقه, تاريخ , مواعظ , اخلاق , كلام , طب , شيمى و... سدى در برابر انحرافات ايجاد كردند.
امام صادق(عليه السلام) مى فرمود: ابان بن تغلب سى هزار حديث از من روايت كرده است. پس آن ها را از من روايت كنيد.
محمدبن مسلم هم شانزده هزار حديث از حضرت فرا گرفت.
و حسن بن على و شامى گفت : من در مسجد كوفه نهصد شيخ را ديدم كه همه مى گفتند: جعفر بن محمد (عليه السلام) برايم چنين گفت.
اين حجم گسترده از راويان در واقع, كمبود روايت از منبع بى پايان امامت را در طى دوره هاى مختلف توانست جبران كند و از اين حيث امام(عليه السلام) به موفقيت لازم دست يافت.
آرى, روايت از اين امام منحصر به شيعه نشد و اهل سنت نيز روايات فراوانى در كتب خود آوردند. ابن عقده و شيخ طوسى در كتاب رجال و محقق حلى در المعتبر و ديگران آمارى داده اند كه مجموعا راويان از امام به چهار هزار نفر مى رسند و اكثر اصول اربعمإئه از امام صادق (عليه السلام) است و همچنين اصول چهار صدگانه اساسى كتب اربعه شيعه ( كافى , من لا يحضره الفقيه, التهذيب, الاستبصار) را تشكيل دادند.

تربيت مبلغان و مناظره كنندگان

علاوه بر ايجاد خزأن اطلاعات (راويان) كه منابع خبرى موثق تلقى مى شدند, حضرت به ايجاد شبكه اى از شاگردان ويژه همت گمارد تا به دومين هدف خود يعنى زدودن اختلاط و التقاط همت گمارند وشبهات را ازچهره دين بزدايند.
هشام بن حكم, هشام بن سالم, قيس, مومن الطاق, محمد بن نعمان, حمران بن اعين و... از اين دست شاگردان مبلغ هستند.
تاجائي كه امام (عليه السلام) در ضمن برخي مناظراتشان شاگردان خودراتشويق مي نمايند تا در حضورامام در فني كه تخصص يافته و در آن متبحر شده اند با ديگران رودررو شده و اين جرات وقدرت بيان را به نمايش بگذارند.
جالب تر آنكه امام(عليه السلام) درهر فني از يكي از ايشان درخواست مطلب مي نمايد و توان تخصصي افراد را به صحنه مناظره كشيده تا همه بدانند مبلغ دين درفنون تخصصي و ويژه اي كه آموزش ديده مي بايست به پاسخ بپردازد.

برخورد با انحرافات ويژه

امام علاوه بر آن دو حركت اصولى, براى رفع انحرافات ويژه نيز مى كوشيد, مانند آنچه از مرام ابوحنيفه در عراق گريبان شيعيان را گرفته بود, يعنى مذهب قياس.
چون در عراق تعداد زيادى از شيعيان نيز زندگى مى كردند و با سنى ها از حيث فرهنگى و اجتماعى تا حدودى در آميخته بودند, لذا احتمال تإثير پذيرى از قياس وجود داشت.
يعنى يك آفت درونى كه مى توانست شيعيان را تهديد كند , لذا امام در محو مبانى مذهب قياس و استحسان تلاش كرد.
مبارزه با برداشت هاى جاهلانه و قرأتهاى سليقه اى از دين نيز در مكتب امام جايگاه ويژه اى داشت و حضرت علاوه بر حركت كلى و مسير اصلى , به صورت موردى با اين انحرافات مبارزه مى كرد.
از جمله آن ها حكايت معروفى است كه باهم مى خوانيم:
حضرت مردى را ديد كه قيافه اى جذاب داشت و نزد مردم به تقوا مشهور بود. او دوعدد نان از دكان نانوايى دزديد و به سرعت زير جامه اش مخفى كرد و بعد هم دوعدداناراز ميوه فروشى سرقت كرد و به راه افتاد.
وقتى به مريضى مستمند رسيد, آن ها را به او داد.
امام صادق(عليه السلام) شگفت زده نزد او رفت و گفت: چه مى كنى؟ او پاسخ داد: دو عدد نان ودوعدد انار برداشتم.
پس چهار خطا كردم و خدا مى فرمايد: ( من جإ بالسيئه فلا يجزى الامثلها); هركس كار بدى بكند كيفرنمى بيند مگر مثل آن را. پس من چهار گناه دارم.
از طرف ديگر چون خدا مى فرمايد: (من جإ بالحسنه فله عشر امثالها); هركس يك كار نيك انجام دهد , برايش ده برابر ثواب هست. و من چون آن چهار چيز (دو نان و دو انار) را به فقير دادم, پس چهل حسنه دارم كه اگر چهار گناه از آن كم كنم , 36 حسنه برايم مى ماند!
امام(عليه السلام) در برابر اين برداشت و قرأت نا صواب كه برعدم درك و احاطه كامل به مبانى فهم آيات بنا شده بود, پاسخ داد كه: ( انما يتقبل الله من المتقين); خداوند كار نيك را از متقين قبول دارد.
يعنى اگر اصل عمل نا مشروع شد, ثوابى بر آن نمى تواند مترتب باشد.
آرى, دورى از منبع و حى و اخبار اهل بيت رسالت , سبب شد مردانى پاى به عرصه گذارند وادعاى فضل كنند كه هرگز مبانى فكرى قرآن و دين را به خوبى نفهميده اند و از اين روى همواره, خود و پيروانشان را به راه خطا رهنمون مى شوند.
هـدف امام صادق(عليه السلام) از گسترش برنامه فرهنگى, چاره جهل امت و تقويت عقيده به مكتب و نظام ونيز ايستادگـى در برابر امـواج كفرآميز و شبهه هاى گمراه كننده و حل مشكلات ناشـى از انحراف حكـومت بـود.
تلاش آن حضرت ازطرفى مقابله با امـواج ناشناخته و فاسد اوضاع سياسـى عهد امـويان وعباسيان بـود كه انحرافات عقيدتـى آن , بيشتر معلـول ترجمه كتابهاى يـونانى و فارسـى و هندى و پديد آمدن گروههاى خطـرناك از جمله غلات و زنـديقان و جـاعلان حـديث و اهـل راى و متصـوفه بـود كه زمينه هـاى مسـاعد رشـد انحـراف را به وجـود آورده بـودنـد.
امام(عليه السلام) در برابر تمامى آنها ايستادگى كرد و در سطح علمى, با همه مشاجره و مباحثه كـرد و خط افكارشان را بـراى ملت اسلام افشا نمـود و از طـرف ديگـر, با تلاشهاى خستگـى ناپذير, مفاهيـم عقيدتـى و احكام شريعت را منتشر ساخت وآگاهـى علمى را پراكند وتـوده هاى عظيـم دانشمندان را به منظورآمـوزش مسلمانان مجهز ساخت.
امام صادق(عليه السلام) مسجـد پيامبر را درمدينه مـحـل تـدريـس خـويش قرار داد ومردم دسته دسته از دور و نزديك به آنجا مـى شتافتند و سـوالات گوناگـون خـود را مطرح و جـواب لازم را دريافت مـى نمـودند.
از جمله استفاده كننـدگان از محضر آن بزرگوار , مالك بن انس وابوحنيفه و محمد بن حسـن شيبانى و سفيان ثورى و ابـن عيينه و يحيـى بن سعيـد و ايـوب سجستانـى و شعبه بـن حجاج وعبـدالملك جريح و ديگران بـودند.
امام صادق (عليه السلام) به پيروان خود فرمان داد كه به حاكـم منحرف پناه نبـرند واز داد و ستـد وهمكارى با او خوددارى كننـد و به اصحاب و دوستان خـود سفارش مـى كـرد كه درهر كار,مخفيانه عمل كنند و تقيه را رعايت نماينـد ودرهرعملـى كه انجام مى دهند توجه كامل داشته باشند كه دشمنان مخالفانشان متـوجه آن نشونـد.
امام صادق (عليه السلام) دوش به دوش نهضت عظيم علمى و انقلاب فرهنگى , در هر فرصتى به طاغوت زدايى پرداخت, اوهرگز تسليم طاغوت هاى عصرش نشد , بلكه همواره با آنها در ستيز بود , و سرانجام در همين راستا, او را شهيد كردند.
آن حضرت گر چه قيام را محكوم كرد, و در مورد قيام مسلحانه, به يكى از شاگردانش به نام سدير كه در كنار چند عدد گوسفند توقف كرده بودند فرمود: (( والله لو كان لى شيعه بعدد هذه الجداء ما وسعنى القعود )); سوگند به خدا اگرشيعيان( راستين ) من به اندازه تعداد اين بزغاله ها بودند ، خانه نشيني برايم روا نبود ، و قيام مي كردم . وقتي كه سدير آن بزغاله ها را شمرد ، هفده عدد بودند .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/14ساعت 1:7 بعد از ظهر  توسط سید محمد حسن   | 

سلام

لطفا موقعی که ازم سئوال میکنید ایمیل خودتونو بگذارید تا بتونم جواب بدم

 

ممنون

التماس دعا

مجددا سلام

منو ببخشید

من روزانه حدود بیست تا پنجاه ایمیل از شما عزیزان در یافت میکنم

اگر در پاسخ دادن کوتاهی کردم عذر مرا بپذیرید

لطفا فقط با این ایمیل با من تماس بگیرید

niyazvadoa121@gmail.com

التماس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/08ساعت 6:24 بعد از ظهر  توسط سید محمد حسن   |